شبیه من...
پرنده بی بهار میمیرد ومن بی تو...
دلتنگی هایم را با تو تقسیم می کنم در برگریزان خاطرات دلتنگی هایم تنهاچیز هایی است که دارم دلتنگی هایم را دوست دارم چون بوی تورا میدهند چون لبریز از یاد تو هستند دلتنگی هایم گاهی آواز می شوند وسکوت تنهایی ام را می شکنند.گاهی آینه می شوند چنان تو را نشان می دهند که می شودقابشان کرد.گاهی پرنده می شوند ودر رویای با تو بودن پرواز می کنند.من آنها را دوست دارم وایمان دارم که بالاخره غروب دلتنگی هایم به سپیده دلخوشی هایم که توباشی خواهد پیوست.(این نوشته رواز تو یه مجله پیدا کردم ولی مثل حرفای دل من بود)
دلی که آشیانه یادخدا نباشد،یقینا لانه شیطان خواهد شدو هم چنین است اگرکه مشعل ایمان خاموش شودقلب انسان یخ میزند در حالی که اگر بخواهید قلب هایتان همیشه روشن ونورانی باشد باید به چهارده شاخه نورمتوسل شوید تا آنگاه دریابید که دنیا وزندگی شما،رنگین کمان شگفتی هاست.